تبلیغات
نخستین دایره المعارف مجازی شهر تبریز

 

اظهار لطف دوستان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بروز رسانی :



در این وب سایت
در كـل اینــــترنت


لینک های طبقه بندی شده

فرهنگ و ادبی بهداشت و سلامت خدمات الکترونیکی تربیت بدنی و ورزش
امکانات آنلاین علمی و آموزشی نهادها و سازمان ها گردشگری و توریسم
تلفن همراه کتابخانه رایگان وب سایت اشخاص قرآن کریم و معارف
دانلودسرا کودک و نوجوان اطلاع رسانی و خبر فروشگاه های مجازی

موسیقی «پاپ آذری» در گفتگو با امیر سپهر خواننده ی آذربایجانی
"دنیای مدرن، موسیقی مدرن می خواهد"
به کوشش : محمد امین خوش نیت

"مسعود امیر سپهر" چهره ی شناخته شده ای برای مردم آذربایجان و به ویژه جوانان است. او  اكنون و در دوران میانسالی خویش، مدعی فعالیت در سبك موسیقی «پاپ كلاسیك» است. موسیقی نوین و مدرنی كه قطعاً منتقدان و طرفداران خاص خود را دارد. او با گروه 45  نفره اش، تاكنون كنسرت های بسیاری را برگزار كرده، دو كنسرت در باكو، سه كنسرت در استانبول تركیه، دو كنسرت در تهران و 12 كنسرت در شهر تبریز حاصل كار و تلاش او در طی 10 سال گذشته است. امیر سپهر با وجودی كه فوق لیسانس مدیریت دارد اما علاقه او برای رشد و ترویج موسیقی آذربایجانی او را به شهر «باكو» رهنمون ساخت تا تحصیلاتش را در رشته «آواز» در این شهر ادامه دهد.
امیر سپهر هرگونه تقابلی بین موسیقی عاشیقی، كلاسیك و پاپ را رد می كند اما، به شدت طرفدار مدرن شدن موسیقی های سنتی است. موضوعی كه مورد توجه منتقدان بسیاری قرار گرفته است. او ارائه موسیقی «جوان پسند» مبتنی بر اشعار نغز و پرمحتوا و تنظیم هنرمندانه آهنگ ها را تنها راهكار اعتلاء و رشد موسیقی و به ویژه «پاپ آذربایجانی» می داند.
گفتگوی دو ساعته ما با این هنرمند جوان آذربایجانی،  به موضوع وجود یا نبود «ابتذال در موسیقی» كشید و او با رد قاطع این فرضیه، آنچه را كه باعث بروز این ذهنیت شده، اختلاط سایر شاخه های هنری با موسیقی، عدم ارائه آموزش های اولیه موسیقی از دوران کودکی و پایین ماندن درك و احساس شنوندگان ار علم – هنر موسیقی می داند.
گفتگوی مفصل ما با «امیر سپهر» خواننده ‌«پاپ كلاسیك آذربایجانی» را در زیر می خوانید:

آقای امیر سپهر! شما چرا سبک «پاپ آذری» را برای کار هنری تان انتخاب کردید؟!
موسیقی هم مانند سایر حوزه های هنری، ژانرهای مختلفی دارد. پاپ، جاز، كلاسیك و... طبیعی است كه هر علاقه مندی به سمت سبك خاصی از موسیقی برود و به تبع آن، مخاطبان نیز به سمت یك سبك موسیقی خاص گرایش پیدا كنند. این همان ایده ی «موزائیكی بودن» موسیقی است. یعنی اینگونه نیست كه بگوئیم فلان سبك بر سبك دیگری برتری دارد. این دقیقاً به مفهوم آن است كه هر گلی زیبایی و بوی خاص خودش را دارد. بنابراین نگاه «ارتفاعی» و عمودی امری غیر قابل قبول است.
كما اینكه من خودم ژانر پاپ را انتخاب كردم چون فكر می كنم، در این زمینه خلاء وجود دارد. من موسیقی ایرانی را هم دوست دارم و چند ترانه هم خوانده ام. اما آنها را در CD نیاورده ام. چون به اندازه ی كافی «فارسی خوان» در تهران وجود دارد.

اما برخى خلاف این می گویند  و معتقدند آنچه شما مى خوانید پاپ آذرى نیست. در این رابطه دیدگاه شما چیست؟
اصل تخصص من كلاسیك غربی است. ولى به این نتیجه رسیده ام هر وقت صحبت از موسیقى پاپ مى شود استنباط غلطى از این نام مى گردد.البته از اول هم موسیقى پاپ در ایران ،به اشتباه معرفی  شد.آنچه موسیقى پاپ در غرب است با ایران كلا تفاوت دارد. مثلا محمد اصفهانى مى‌گوید ”پاپ“ مى‌خواند. در حالیكه این برداشت را من قبول ندارم.ترانه معروف "امشب در سر شوری دارم "کجایش پاپ است ؟!

به نظر شما علت برداشت غلط از موسیقى پاپ در كشور مان چیست؟
تغییرات موسیقى در جهان و در طول زمان یك جبر است و نمى‌توان مانع آن شد . هر زمان براى خودش یك موسیقى ویژه اى طلب مى‌كند در مورد برداشت غلط یك مثال بزنم راحت تر مساله تفهیم مى‌شود. مى‌گویند طرفداران موسیقى راك شیطان پرستان هستند. در حالیكه اصلا چنین نیست“راك“ موسیقى انتقاد از دردهاى جامعه بوده و هست. حتى شعرهاى این موسیقى در ابتدا اصلا عاشقانه نبود و بیشترهنجار هاى  اجتماعى را بیان مى‌كرد. این سبك وقتى به ایران رسید عاشقانه شد و فلسفه سبك ”راك“ به كلی عوض شد. بنابریان چون ما سراغ فلسفه سبك هاى موسیقى نمى‌رویم و فقط اهل تقلید هستیم در نتیجه سبكى كه براى خودمان  انتخاب مى‌كنیم با آنچه در غرب است تفاوت پیدا می کند.یك زمان گروه ”پینك فلوید“ در اروپا به نفع گرسنگان آفریقا كنسرت گذاشت آنها براى اینكه جلب توجه كنند بیشتر شلوار هاى پاره شده به تن می كردند. پس شلوار پاره پاره در اروپا حالت سمبلیك بود تا مردم به فكر گرسنگان افریقا باشند اما بعدا این شلوار ها مد شدند و جوانان ما بدون اینكه فلسفه این شلوار ها را بدانند مى‌خرند و آن را مى‌پوشند .سری به بعضی از پاساژهای معروف شهر مان بزنید این را متوجه می شوید ! پس مشكل ما عدم درک صحیح  علت و چرایی برخی پدیده ها و مسایل است این روند در مورد موسیقی های مدرن هم مصداق دارد .

پس به  نظر شما فعالان عرصه موسیقى چارچوب سبك پاپ را درست نشناخته اند و با این تعریف نمى‌توان گفت شما ویا سایر همکارانتان پاپ ایرانى یا آذرى مى‌خوانید؟
موسیقى پاپ براى خودش چار چوب دارد . پاپ راحت شده و سهل الوصول شده موسیقى كلاسیك است اما چون ما ضعف علمى داریم و مكانى نیست تا ما این سبك ها را در دانشگاه به صورت آکادمیک و علمى یاد بگیریم فكر مى‌كنیم  كه پاپ مى‌خوانیم ! الان در ایران مرجعى نیست به این سبك هاى موسیقى سرو سامان دهد حتى در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى كارشناس و نخبه نداریم  به این مساله رسیدگى كند. با این وضع هر خواننده اى مى‌تواند هر ادعایى داشته باشد بگوید راك مى‌خواند،كلاسیك یا پاپ !

خود جنابعالى از چه سبكى پیروی می کنید؟
من از اساس سبك كلاسیك آموزش دیده ام اما چون یك خلاء بزرگ در موسیقى آذربایجانى وجود دارد و از سویى موسیقی سبك كلاسیك حتى در اروپا جایگاه قبلی خود را ندارد سعى مى‌كنم پاپ آذرى بخوانم.
قبلا هم عرض كردم پاپ راحت تر شده كلاسیك است اما یك عده به غلط فكر مى‌كنند هر آهنگ شاد و سبكى كه بخوانند پاپ آذرى یا ایرانى خواهد شد ولى آنچه كه من مى‌خوانم شاید با بسیارى از خوانندگان آذرى تفاوت داشته باشد . من اساس را كلاسیك مى‌دانم ولى به روش پاپ مى‌خوانم كه به نظرم این سبك كاملا سنگین،با وقاراست متاسفانه برخى دوستان به غلط مى‌گویند پاپ مى‌خوانند و دلیلشان هم این است که  چون نه تنظیم دارند و نه هارمونى!

این قبیل خواننده ها در تبریز هستند؟
بله در تبریز هم داریم اما نمى‌خواهم اسمشان را ببرم.

آیا این طیف در بین مردم طرفدار هم دارند؟
خیلی زیاد ! اگر یادتان باشد عباس قادرى یا آقاسى هم  طرفدار داشتند آیا این مى‌تواند نشانگر وزین بودن این سبك ها باشد؟ در حالیكه این قبیل افراد موسیقى سبك و سطح پائین ارایه مى‌دادند هر چند طرفدار هم داشتند.

دغدغه  شما در این بین براى موسیقى آذربایجانى چه بود كه  سراغ پاپ رفته اید؟
ما در آذربایجان سبك پاپ كه بتواند سنگین و با وقار باشد و با جوان هم ارتباط برقرار كند نتوانسته ایم ارایه دهیم. نمى‌شود به زور جوان را وادار كرد به فلان نوع موسیقى گوش دهد. از سویى پاپ ایرانى از پاپ آذرى بسیار خوب و قوى شروع كرده و اگر بخواهیم پاپ آذرى هم زنده بماند باید كارى  مى‌شد. درد ما این بود كه یك عده همیشه موسیقى سخیف به مردم ارایه مى‌كردند و انتظار هم داشتند جوان به موسیقى های معروف به لس آنجلسی گوش ندهد این مگر مى‌شود؟ بنابراین هدف من این بود  پاپ آذرى واقعى كه سنگین و قابل احترام باشد به جامعه ارایه دهم تا بتواند با دیگران ارتباط برقراركند.
برداشت بنده این است كه سبك جنابعالى پاپ كلاسیك آذربایجانى است نه صرفا پاپ آذرى!
بله سبك موسیقی بنده پاپ كلاسیك آذرى است .

فكر مى‌كنید چه قدر توانسته اید ادعاهایتان را عملى سازید؟
من تلاشم را مى‌كنم ولى نمى‌ دانم موفق شده ام یا نه ! اما با جوانان از طریق اشعار پر محتوا درقالب موسیقى مدرن ارتباط برقرار كرده ام نه اشعار سطح پائین!

تعریف شما از موسیقى جوان پسند چه نوع سبكى است؟
موسیقى جوان پسند موسیقی سبك سطح پائین و سخیف نیست باید قبول كنیم ذائقه جوان امروزى با علاقه و سلیقه 50‌ سال قبل فرق كرده است . الان سبك هاى قدیمى چندان در بین جوانان خریدار ندارد بنابر این مجبوریم موسیقی  خودمان را مدرن كنیم. اما تاكید مى‌كنم مدرن كردن موسیقى دلیل بر سخیف كردن موسیقى نیست بلكه باید اشعار مدرن و فاخر خواند و به نظر من سبك ما یعنى پاپ كلاسیك آذرى بهترین سبك براى  تحقق همین اهداف است.

راه جذب جوانان به موسیقی و کلاً هنر را در چه عواملی می بینید؟!
ما پیوسته به جوان مان تاكید می كنیم كه به موسیقی استانبولی گوش نكند. اما او در جوابی قابل قبول به صراحت اعلام می كند كه: «من استانبولی دوست دارم و موسیقی كلاسیك را نمی پسندم!» این حق یك جوان است كه مطابق با روحیات عصر حیات خویش، هنر مورد علاقه و در عین حال فاخر را گوش كند. با این توصیف، اگر می خواهیم موسیقی مان را حفظ كنیم باید آن را مدرن كنیم.

شما در آوازهایتان بیشتر از اشعار كدام شعرا استفاده مى‌كنید؟
اشعار بسیاری را از شعرای مختلف  انتخاب می کنم که دارای معنی و وزن و هماهنگی کافی باشند از اشعاربلوت قاراچورلو،شهرك میرزا،حسین داشقین گرفته تا هجران . ادعاى بنده این است كه تاكنون در هیچ یك از آثارم اشعار ضعیف و سخیف استفاده نشده است.

شما چند سال پیش در یك مصاحبه موضوع ابتذال در موسیقی را به كلی رد كرده اید. آیا همچنان بر این عقیده ید؟!
كاملاً. ابتذال در ذهن آدمی است نه در ذات موسیقی. ممكن است در سایر حوزه های هنری نظیر شعر و تئاتر، این بحث موضوعیت داشته باشد اما در هنر موسیقی اصلاً معنی و مفهوم ندارد.
به عنوان مثال ویلن نوازی استاد پرویز یاحقی بدون شعر، كجایش مبتذل است؟! همه موسیقی های فاخر هم چنین حکمی دارند. آنچه باعث به ابتذال كشیده شدن یك هنر می شود، تلفیق بدخواهانه آنها، بانیت نادرست است. این تلفیق شعر و تصویر است كه سبب بروز ذهنیّت ابتذال می شود.
تازه، مفهوم ابتذال، در فرهنگ ها و ملل مختلف چارچوب ها و تعاریف خاص خود را دارد. ممكن است یك موضوع در جامعه ای مبتذل باشد و در جامعه ای مقدس! مثل رقص در مكتب هندو كه بسیار هم مقدس است.

گاها دیده مى‌شود برخى خوانندها از اشعار ضعیف و به قولى كوچه بازارى استفاده مى‌كنند. شما اگر مخاطبتان طرفدار چنین اشعارى باشد آیا چنین كارى مى‌كنید؟
حتى اگر احساس كنم مخاطب خواهان اشعار كوچه بازارى  شده مقاومت مى‌كنم و از چنین شعرهایى استفاده  نمى‌كنم.

فكر مى‌كنید موسیقى پاپ آذرى و عاشیق ها در تقابل هم  قرار گرفته اند؟
به هیچ وجه بین این دو سبك تقابلى وجود ندارد.نظر من این است كه موسیقى عاشیقلار به كل در سبك سنتى مانده است و این مى‌تواند براى آینده آن تهدید کننده  باشد.موسیقی عاشیقی هم نمی میردمثل سایر سبک های موسیقی. بحث من در مورد مخاطبان آن است و عموم مردم.این سبک تا صدها سال دیگر هم زنده می ماند . ادعا نمی کنم که می میرد . اما به اعتقادم باید برای آن کاری کرد .
موسیقى پاپ مى‌تواند موسیقى عاشیقى را به صورت مدرن به جوانان تحویل دهد اما اینكه یك عده  اصرار كنند عاشیق شمشیر همانطور كه خوانده باید امروز هم به همان روش فعالیت كرد ! این غلط است. فكر كنید یك عده اصرار كنند با وجود نعمت گاز شهری  از سوختهای قدیمى استفاده كنند معلوم است این روش جواب نمى‌دهد.
عاشیق چنگیز مهدى پور ادعا دارد موسیقى عاشیقى را مدرن كرده است. آیا موسیقی عاشیقی می تواند همان قابلیّت مدرن و جوان پسند بودن خود را مطابق همان چیزی  که «عاشیق چنگیز» در مورد آن اعلام نظر کرده اند، حفظ و ترویج کند؟!
بنده به صراحت  به استادی «عاشیق چنگیز» و زحمات شایانی كه برای موسیقی عاشیقی کشیده و می كشند ایمان و باور دارم. اما سوال اساسی این است كه ایشان، شیوه و سبك نوازندگی كدام استاد پیشین را به عنوان معیار نت نویسی خود انتخاب کرده اند؟ مثلاً در مورد ماهنی «یانیق کرم» چرا اجرای عاشیق عدالت را معیار قرار داده اند و نه دیگران را؟!
به علاوه، در ذات برخی موسیقی ها و ماهنی های آذربایجان ، ویژگی مهم  انتقال «سینه به سینه» وجود دارد. این یعنی بداهه نوازی. خصیصه ای كه اساس موسیقی شرق بوده  و زیربنای آن را تشكیل می دهد. یعنی اگر این بداهه نوازی را از آن بگیرند، جز اسكلتی خشك و بی روح از  آن چیزی باقی نمی ماند. موسیقی عاشیقی ما هم، زیبایی و لطافتش به همان بدهه نوازی بودنش است.
زحماتی كه ایشان كشیده اند غیرقابل انكار است. اما بحث بر سر این است كه این امر چه ربطی به مدرنیزه كردن موسیقی عاشیقی ما دارد؟! قبول می كنم كه باعث صیانت، تبلیغ و حفاظت از موسیقی عاشیقی می شود. اما نقشی درمدرن شدن آن ندارد. من کار ایشان را "مدرن كردن ساز آذربایجانى " و موسیقی عاشیقی نمى‌دانم. بلكه به نظرم کار ایشان  تمیز كارى و به عبارت بهتر با سلیقه تر کردن  ساز آذرى بوده است. عاشیق امروز باید هنر خویش را به گونه ای ارائه دهد كه جوان پسند باشد. هارمونی اش باید به روز باشد
اما آقای چنگیز مهدى پور ادعا دارد موسیقی عاشیقی را به نت درآورده ودر خود سازهم تغییراتی ایجاد کرده است.
نت نوشتن براى موسیقى عاشیقى نمى‌تواند آن را مدرن كند.آقاى مهدى پورفقط براى اینكه این موسیقى از بین نرود برایش نت نوشته . وقتى یك جوان 50‌ سال بعد با نتى كه امروزه نوشته شده به موسیقى عاشیقى پرداخت آیا باز هم این مدرن شدن مى‌شود؟ پس كارآقا چنگیز زنده نگه داشتن موسیقی عاشیقلار بود نه مدرنیته كردن آن !

پس مدرن شدن موسیقى عاشیقلار از دیدگاه شما چگونه مى‌تواند باشد؟
مدرن شدن یعنى اینكه آقا چنگیز و دیگر دوستان كارى كنند جوان امروزى این موسیقى را دوست داشته باشد نه اینكه سراغ سبك هاى دیگر برود. و اگرجوانان ، سبك پاپ مى‌خواهند حتما دلیل دارد كه ریشه اش بر مى‌گردد به مدرن بودن پاپ آذربایجانى و سنتى ماندن موسیقى عاشیقلار و براى این مساله باید فكرى اساسى كنند. باید زیر ساخت و هارمونى براى موسیقى عاشیقلار ایجاد كنند نه اینكه فقط برایش نت بنویسند.

جایگاه گروه شما در جامعه چگونه است  گروه موسیقی تان  را محلى یا فراتر از این منطقه اى و ملى می دانید ؟
ادعا مى‌كنم زیر ساخت و هارمونى موسیقى من مدرن بوده  منطبق با اصول علمی و رایج جهان در مورد موسیقی  است! نظر انتقادی دیگران و متخصصان این هنر راهم با دیده منت و جان قبول دارم.

از لحاظ جذب مخاطب چطور؟
در تبریز، تهران و باكو هیچ وقت  در كنسرت هاى من صندلى خالى نبوده . در باكو، استانبول و تهران كنسرت داشته ام و خوب هم استقبال شده است بر اى من  زیاد بودن مخاطب مهم نیست بلكه جنس مخاطب مهم است.

شما با وجود آنكه مى‌گویید كنسرت هایتان مملو از جمعیت مى‌شود زیاد چهره شناخته شده و معروفی نیستید؟
بله! قبول دارم. علتش این است كه نمى‌توانم خوب تبلیغ كنم. صدا و سیما سبك ما را تبلیغ نمى‌كند پس من نمى‌توانم در حد وسیعى تبلیغ كنم ولى با وجود این خواهان و طرفدار زیادی برای این سبک وجود دارد كه اگر تبلیغات وسیعى داشته باشیم  فروش سى دى هایمان هم بیشتر خواهد شد.

گفتید جنس مخاطب برایتان مهم است جوانان امروزى گاها علاقمند برخى كارهاى سطح پائین مى‌شوند انتظار شما از مردم چیست؟
ببینید من كارهایم را كاملا به صورت علمى انجام مى‌دهم. انتظار دارم جوان از من نخواهد ترانه هاى فلان خواننده لس آنجلس نشین را برایش بخوانم!
موسیقی «پاپ آذری» در گفتگو با امیر سپهر خواننده ی آذربایجانی
به آینده موسیقی پاپ آذری امیدوارم!

به نظر شما چرا جوانان ما به آثار سطح پائین بیشتر علاقه نشان  می دهند؟
در كشور هاى اروپایى یك فرد از همان دوره ابتدایی که  به مدرسه مى‌رود در كنار سایر دروس موسیقى  را هم آموزش مى‌بیند اما چون این كار در ایران معمول نیست به خاطر ضعف بنیه علمی در رابطه با آوا ها و موسیقی ها وقتی بزرگتر هم که می شود  یك كلیپ و یا ترانه  لوس آنجلس نشین را که مى‌شنود به آن جذب می شود.اما به طور دقیق و علمی نمى‌داند كدام اثر هنری در رابطه با روحیه و اعتلای معنوی روح و جانش خوب و موثر  است ! یا نمى‌داندكدام یك  واقعا پاپ،كلاسیك یا سنتى واقعى است. با این وضع ما خواننده ها از این مساله ضربه مى‌خوریم. یعنى جوانان انتظار دارند ما هم مثل خارجى ها كلیپ بسازیم یا بخوانیم در حالی كه حداقل بنده حاضر نیستم موسیقى  با اشعار سخیف اجرا كنم.

مهمترین كاستی ها و نیازهای عرصه ی موسیقی ما را در چه مسایلی می دانید؟
از محورهای مختلفی را برای این سوال شما می توان طرح كرد. از یك سو با توجه به اینكه توان مالی كافی برای تبلیغ این نوع موسیقی وجود ندارد و از طرف دیگر صدا و سیما به آهنگ های سبک افرادی چون افتخاری و اصفهانی بیشتر اشتیاق نشان می دهد تا سبک موسیقی ما . بنابراین، عرصه برای رشد این ژانر موسیقی تنگ شده است.
تلاش من آن است كه استانداردهای جهانی این سبك را رعایت كنم. از یك جوان یا مخاطب هم انتظار ندارم كه موسیقی های مدل «لس آنجلسی»ا از من بخواهد.همان طور که گفتم در اروپا  گوش و ذهن و درك شنوندگان از همان اوان كودكی، با علم و هنر موسقی آشناست گوهری كه در كشور ما مهجور مانده است.بنابراین باید به این سمت سوق یابیم که ذهنیت ها و برداشت های خودمان را از موسیقی و اثرات آن اصلاح کنیم و به اثرات زودگذر و سطحی آن کمتر توجه کنیم.
اما به هر حال معتقدم كه باید در كنار حفظ و صیانت از موسیقی های سنتی، در راه مدرن كردن موسیقی هم تلاش كنیم. باید تازگی ایجاد كنیم چرا كه فرهنگ خانواده ها و جامعه هم دستخوش تغییرات اساسی شده است. نمی دانم چه لزومی دارد كه ترانه های 100 سال پیش را باز هم به خورد جوان امروزی بدهیم؟! اگر امروز این كار را می كنیم، پس 100 سال بعد چه نوع موسیقی را تحویل جامعه خواهیم داد؟! این خلاء زمانی را چه كسانی باید پر كنند!؟
حرف من در مورد ضرورت مدرن شدن موسیقی هم به این بحث برمی گردد. جوان امروزی دیگر نمی تواند از موسیقی كلاسیك به اندازه ی كافی و مشابه آنچه كه در اروپا رسم بوده لذت ببرد. مثل نقاشی سورئالیسم است. شما اگر با مفاهیم اولیه این سبك آشنایی نداشته باشید درك آن بسیار مشكل است. موسیقی كلاسیك برای جوان امروزی ما هم همین مصداق را دارد.

در مورد موسیقی عاشیقی هم بر این عقیده هستید؟!
همان طور كه عرض كردم، موسیقی عاشیقی ما مدرن و به روز نیست. نت نویسی برای این ژانر موسیقی، هرگز آن را مدرن نمی كند. این گنجینه ارزشمند باید با راهكارها و روش های جدیدی، پویاتر شود.
از طرف دیگر، آنچه در ذهن ما در رابطه با موسیقی آذربایجانی ترویج شده، همان ترانه های كوچه بازاری با اشعار سخیف و بی پایه است. در حالی كه ما موسیقیدانان بزرگی چون «توفیق و اوزئیر» داشتیم. موسیقی فاخر باید هم آهنگ سازی و تنظیم قوی داشته باشد  و هم شعری عمیق و تازه! من در ترانه هایم  چه در شعر و چه در آهنگ موسیقی، دنبال عروض و قافیه نیستم اما معتقدم كه در این رابطه باید كاری كرد. ارائه موسیقی جوان پسند هم به معنی ارائه موسیقی های سبك و بی پایه نیست. دیگر حس قدیمی باغ و بستان و چه چه بلبل و نغمه ی رود برای یك جوان شهری چندان مأنوس نیست. دنیای مدرن، موسیقی مدرن می خواهد.

در این چند سال كدام یك از ترانه هاى شما با استقبال مردم مواجه شده است؟
كلیپ " آراز" من با استقبال خوبى مواجه شد. حتی بدون اینكه از من اجازه بگیرند چند شبكه تلویزیونى تركیه آن را پخش كرده است در چند كشور دیگر هم خوب فروش کرده  است.

آقای "رحیم شهریارى“ جزو خوانندگانى است كه به سرعت  توانست معروف شود. دیدگاه شما نسبت به سبک  موسیقی ایشان و گروهشان  چیست؟
به خود رحیم شهریارى هم گفته ام كه اطلاق عنوان موسیقی پاپ آذری به آوازها و موسیقی های ایشان را قبول ندارم! ساز بندى،هارمونى و حتى فرم آواز آقای شهریارى پاپ نیست.

اما با این وجود گروه شهریارى بیشتر از گروه شما در بین  خانواده ها نفوذ كرده است اگر بخواهیم دو سبك مدرن شما و شهریارى را مقایسه كنیم به نظر تان چرا سبك رحیم شهریارى مقبولیت بیشترى دارد؟
مگر آقای رحیم شهریارى مدرن مى‌خوانند؟

مدرن نیست؟
نه!

پس اگر مدرن نیست چرا جذاب است؟
براى اینكه سبك آقای رحیم شهریارى برای سالهای زیاد نه درتبریز اجرا می شد ونه در دیگر شهرها  به مجرد باز شدن نسبی فضای هنری در کشور این گروه  هم براى اولین بار سراغ چنین موسیقی عامه پسندی  رفت واز قضا موفق هم شد که مایه خوشحالی و افتخاراست. مردم هم علاقمند شدند.

فرق كارهاى شما با کارهای رحیم شهریارى  چیست؟
اكثر كارهاى آقای شهریارى شاد است. همان موسیقى را كه در جشن عروسى مى‌شنوید در كنسرت و یا سى دى آقاى رحیم شهریارى هم می توانید بشنوید اما من در كنسرت یا سى دى هایم اجازه نمى‌دهم آهنگ هاى خاص جشن عروسى براى مردم ارایه گردد.  هرچند 20‌ یا 30‌ درصد كارهایمان شاد هم می تواند باشد اما نه همه آنها ! قبلا عرض كردم من سراغ اشعار پر محتوا و فاخر متعلق به شعراى متین و قابل قبول مى‌روم. اشعار سطح پایین ترکی را هرگز در ترانه هایم به کار نمی برم. اشعاری که نه ملودی دارند و نه ارزش علمی و هنری ، آفت یک ترانه و موسیقی است .
سبك ترین آهنگ هاى من“عاشیق هاوالارى“ است. مثل “او ایوان نان بو ایوانا“! من نمى‌گویم كارهاى من خوب است یا  آقاى شهریارى بد مى‌خوانند،نه. بلكه مقصودم  این است كه من ترانه و آهنگ عامه پسند نمى‌خوانم و استانداردهاى لازم  و تعریف شده جهانی را رعایت مى‌كنم.

ارزیابى كرده اید كه در بین  چند درصد خانواده ها نفوذ كرده اید؟
خیلى زیاد! یك سى دى تصویرى د سال 86‌ داریم كه فكر مى‌كنم در 20‌ درصد خانه ها پیدا مى‌شود.

نحوه تعامل صدا و سیما به ویژه شبكه هاى محلى در استانهاى شمالغرب كشور با گروه هاى موسیقى چگونه است؟
من اگر مى‌توانستم به جاى گروههاى موسیقى تصمیم بگیرم قطعا رفتار و تعاملم را با  صدا و سیما تغییر می دادم .موسیقى پر محتوای ایرانى وآذرى كجایش مشكل دارد كه آنگونه تصویر خواننده یا نوازنده را نشان مى‌دهند؟

پس چرا گاهی در شبکه محلی صدا و سیما حضور پیدا می کنید ؟!
اگر نروم آیا مردم سبک موسیقی مرا خواهند شناخت؟ ما وسیله اى براى تبلیغ نداریم و این چند بار رفت و آمد به صدا و سیما را بهترین فرصت براى تبلیغ كارهایمان می دانم.

در جریان برگزاری كنسرت ها و انتشار  CDهایتان، مهمترین پیشنهاد یا انتقادی كه  مردم به شما وارد كرده اند چه بوده است؟!
مهمترین خواسته شان این بوده كه آهنگ ها و ترانه های شاد را اضافه كنید!! می گویند، ما این همه موسیقی غمگین داریم شما چرا به سمت موسیقی های شاد و مفرّح نمی روید؟! البته به نظرم شاد یا غمگین بودن یك موسیقی بحث دیگری است. در اروپا هم كسی كه به یك كنسرت موسیقی می رود به دنبال لذت بردن از موسیقی و درك مفاهیم و ریزه كاری های آن و صیقل دادن روح است نه برای رقص و دست افشانی! مخاطب این نوع كنسرت، ساكت و آرام می نشیند و لذت می برد. اما اینجا خلاء و كم کاری سایرحوزه های فرهنگی و هنری  را كنسرت های موسیقی بر دوش می كشند! برای اینكه برنامه های شاد و مفرّح در بطن جامعه ی ما بسیار كمیاب است بنابراین مخاطب موسیقی، این شادی و تفریح را در كنسرت موسیقی جستجو می كند و از این همین رو، موسیقی را با «كیف كردن» مساوی می دانند. با این حال به رغم همه استانداردها و معیارهایم در هر كنسرت و CD، دو سه آهنگ شاد و به اصطلاح «شش هشت» اجرا می كنم تا مخاطبان چندان ناراضی نباشند. می خواهم ثابت كنم كه از موسیقی باید لذت هنری برد نه لذت زودگذر جشن عروسی و دست افشانی و ...! این مشكل اصلی موسیقی ماست.
برای اینكه اجراكنندگان و ترویج دهندگان همان نوع موسیقی «شاد» و مجلسی، فهم و ذوق عمومی ما را از موسیقی پائین آورده اند. از سویی آموزش و اطلاعات كافی از علم و هنر موسیقی در بین مخاطبان وجود ندارد. برای اینكه نه هنر موسیقی را به آنها یاد داده ایم و نه شیوه خوب گوش كردن به موسیقی را!

مردم انتظار دارند آهنگهای  شادتان بیشتر شود عكس العمل شما در این رابطه  تاكنون چه بوده است؟
من استاندارد هاى خودم را دارم و از آن خارج نمى‌شوم.

اما شما باید با مخاطبتان تعامل برقرار كنید.
مخاطب باید بداند سالن كنسرت موسیقی  با یک تالار عروسى فرق مى‌كند.در تالار عروسى اكثر آهنگ ها شاد مى‌شود اما كنسرت باید متین باشد البته من در کنسرت هایم چند قطعه شاد هم اجرا مى‌كنم. چون به همان دلایل گفته شده و عدم معرفی سبک های نوین موسیقی و عدم  تعلیم اصول و الفبای موسیقی به مردم ناگزیرباید روحیه و سلیقه آنها را هم در نظر گرفت.  اگر مخاطب  كارهاى گروه ما را نپسندد حاضر نمى‌شود وقت گذاشته به كنسرت بیاید.پس من مخاطب خاص خودم را دارم و براى آنها برنامه اجرا مى‌كنم. كسانى هم كه دوست دارند فقط آهنگ شاد گوش كنند سراغ سایر گروهها مى‌روند.

برخى افراد ذهنیت مثبتی نسبت به سبك پاپ ندارند .وقتى شما وارد عرصه موسیقى شدید نگران قضاوت مردم نسبت به خودتان نبودید؟
من همیشه ازمدافعان موسیقى پاپ آذرى بودم با اینكه مى‌دانستم پاپ را موسیقى اى سطح پائین و سبك مى‌دانند اما از وقتى شروع كردم مقاومت كردم تا با ارایه كار به همه ثابت شود این موسیقى مى‌تواند متین و تاثیر گذار و علمی هم باشد ! البته به شرطى كه اشعار خوب را به آهنگ تبدیل كنیم. از سویى مى‌توانستم كلاسیك بخوانم اما در این بخش احساس  نیاز نكردم .درآذربایجان هم به اندازه كافى عاشیق است موغام هم  زیاد داریم اما به موسیقی پاپ آذرى واقعا ظلم شده است.
من فردى سیاسى و رادیكال نیستم و معتقد م موسیقى باید در اختیار اعتلاى اخلاق و انسانیت باشد اما با این وجود علاقه مند فرهنگ آذربایجانى و ایرانى هستم و دوست دارم با سبك پاپ كلاسیك به موسیقى آذرى خدمتى كرده باشم.

دخالت برخی حركات و برداشت های سیاسی با هنر موسیقی و تاثیر گذاری هر یک بر روی دیگری موضوعی است که معمولا طرفداران و منتقدان خاص خودش را دارد.  شما نظرتان در این باره چیست؟
منازعات سیاسی هرگز نباید در هنر موسیقی جایی برای خود داشته باشند. این روند در مورد آوازها و كنسرت های من هم قابل مشاهده است. كلاً با نگاه رادیكالیزه مخالفم، من با جهانی شدن هنر موافقم نه با برداشت های محدود سیاسی و..!

بازیگران سینما و یا ورزشكاران گاها حاشیه هاى اخلاقى دارند. وضعیت اخلاق در فعالان عرصه موسیقى را شما چگونه ارزیابی می کنید ؟
اجازه دهید نظر كلى ندهم. اما موافق هستم كه یك هنرمند، ورزشكار و یا موسیقى دان باید از برخى مسایل و خواسته ها و آرزوهایی که عامه مردم دارند چشم بپوشد.این چشم پوشی معمولا برای خانواده این افراد سخت و مشکل آفرین  می شود. هنرمندان یا معروف شدگان باید به مسایل اخلاقی و هنجار های بیش از دیگران توجه داشته باشند چون معمولا بسیاری از نوجوانان و جوانان آنها را برای خودشان الگو قرار می دهند . هرچند محدودیت برایمان و خانواده مان سخت است اما وقتى وارد یك عرصه متفاوت مى‌شویم باید قبول كرد محدودیت طبیعى است .

اگر موسیقى آذربایجانى را با گذشته مقایسه كنید فكر مى‌كنید پیشرفت كرده ایم؟
قطعا پیشرفت كرده ایم الان جنس موسیقى تبریز با موسیقی  دهه 50‌ ، 60‌ ، 70‌ خیلى فرق كرده است. اگر كارهاى گذشته را با الان مقایسه كنید قطعا پیشرفت كرده ایم ضمن اینكه فعالان موسیقى  تحصیلات دانشگاهی دارند و بدین ترتیب درک شان از اوضاع اجتماعی جامعه و علم موسیقی هم رشد کرده است . این به نفع عرصه هنر است .

«شهرت» چه طعمی دارد؟! آیا فكر نمی كنید كه مشهور بودن مسئولیت یك هنرمند را سنگین تر می كند؟!
چرا، همینطور است. به نظرم به جای آنكه پرسیده شود یك هنرمند یا یك شخص معروف و با یك فوتبالیست چه كار باید بكند باید پرسیده شود، چه كار نباید بكند؟!
برای اینكه خواسته با ناخواسته افراد معروف، به عنوان الگو برای جوانان مطرح می شوند بنابراین مسئولیت سوگیری و یا تغییر رفتارها و هنجارهای جوانان بر دوش همان افراد چهره شده است. یك هنرمند عرصه ی موسیقی آذربایجانی، نماد مردم آذربایجان است بنابراین باید حرمت آنرا حفظ كند.
به نظرم در شرایط كنونی كه پاره ای حرف و حدیث ها در خصوص افراد چهره شده در تمام عرصه های هنری، ورزشی و سینمایی ایجاد شده، باید تدبیر خاصی اندیشیده شود.
باید مدنیت و ‌«فرهنگ صحنه» ترویج شده و ارزش گذاری شود و گرنه كلمه «هنرمند» و شأن و جایگاه آن زیر سوال می رود. باید بین هنرمندان نیز از نظر شخصیت، حرفه، رشته كاری و سایر مسایل تفكیك قائل شد تا مبادا، یكی به چوب دیگری رانده شود. یك خواننده یا نوازنده الزاماً «هنرمند» نیست. یك نوازنده فقط نوازنده است و یك خواننده فقط خواننده. اما یك هنرمند خوب و فرهیخته، باید كه هنر خود را در  تكامل انسانی و تفكر و اندیشه آسمانی اش به جامعه نشان دهد. ورود یك هنرمند به حوزه های مالی و بده بستان های سیاسی، شأن او را پایین می آورد. از خدا می خواهم قبل از آنكه یك جایگاه و یك نعمت را به ما بدهد، فرهنگ و ظرفیت آن جایگاه را به ما عطا كند.

آینده موسیقی آذربایجانی و به ویژه پاپ آذربایجانی را چگونه می بینید؟!
بسیار روشن! حالا من 40 هنرجو دارم كه همگی بر این عقیده اند كه باید برای موسیقی آذربایجانی و مدرن شدن آن كاری كرد.
موسیقی آذربایجانی زنده تر و پویاتر شده است. این سنگ بنا را اساتید بزرگ نظیر شاطریان و سلیمی گذاشتند.
امیدوارم این روند رو به رشد با همت و پشتكار هنرجویان و جوانان و ابتكار و تلاش هنرمندان و هنرآموزان و همكاری و حمایت دستگاههای فرهنگی، بیش از پیش روند رشد، اعتلا و بالندگی خود را طی كند.


[ پنجشنبه 27 مهر 1391 ] [ 12:43 ب.ظ ]
آخرین مطالب